گفتی سردم است ... دست بردم در ظلمت شب روی شانه هایت...در تو پیچیدم و شعر شدم برای هزار ضلع و زاویه از زنانگیت...خواندم... کنار حس شنوایی تو، آوای باد شدم در گوش آتش... سوختم و سوختم ...سوختم که لبخندت گرم شود ...
برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09