به من گفت که پروسه ی فراموشی فلان است... وقتی گفت پروسه... دقیقا روی همین کلمه تاکید میکنم... این یعنی هیچ... یعنی ما احساس نداریم... ما ماشین وار داریم پیش میرویم... ما چیزی شبیه به فوتبال آلمان هستیم... این که یعنی به قلب دیگران وارد میشویم، اما تاریخ انقضا داریم... یعنی راحت میشود به کسی که گفته ایم دوستش داریم پشت کنیم؟نه... اصلا ما فراموش میکنیم؟نه... من نمیتوانم فراموش کنم. چون برای تو ارزش قائل شده ام. چون دوستت دارم... چون عاشقت شده ام... چون برای تو احساس داشته ام... و بعد میگوم اینها همه پروسه است؟هورمون است؟
و بعد یادت می افتم که چه دیوانه وار برایت خواهم خواند... که من برای دوست داشتنت هیچ قانونی را نخواهم پذیرفت ... هیچ پروسه ای را قبول نخواهم کرد ... و تو خواهی شنید؟ کجایی که بشنوی ؟
برچسب:
نویسنده: سام اکبری