خرید بک لینک

داشت در گوشم می خواند ... نمیدانم چه میخواند ... عربی میخواند ... و من یک کلمه نمیفهمیدم ... اما میدانستم میگوید حبی ... و حب از محبت می آید ... لابد ... من هنوز هم مطمئن نیستم ...یادم افتاد که تو فکر میکردی من عربم ... اما من پافشاری میکردم که نه ... و حب اگر محبت باشد... آن لحظه میدانسم محبت من به تو حقیقت دارد... می دانستم که تو در شعر هایم پنهان شده ای و من تو را خواهم سرود... من هر آنچه در تو بود را خواسته بودم ... خواسته بودم خط به خط برای خوانش ...خواسته خط به خط برای خواهش ...همین ... من از تو چیز زیادی نخواست بودم ... نوشته شو... که بخوانمت ...

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: چهارشنبه 9 مرداد 1398 ساعت: 23:36

صفحه بندی