برای حبیب بازم خوندمش ... قدم زدم تو کلاس ... بلند بلند جای شخصیت ها بازی کردم .
بعد برای لیلا خوندم و باز هم بازیش کردم ... هردو گفتن عالیه .
خوشحالم یکی فهمید که من یک داستان رو پرداخت کردم ... حلاجی کردم ...
روزهای نوشتن فیلم نامه تموم شد... فقط باید کمی دیالوگ ها رو اضافه کنم که برای و توصیف های صحنه رو بنویسم .
این چیزهایی بود که باید ثبت میشد ... اگر یادم بود ... دو ماه دیگه یا شاید یک سال دیگه از روزهای پیش تولید هم خواهم نوشت
برچسب:
نویسنده: سام اکبری