
هزار ضلع ... هزار زاویه ... دو چشم ... یک نگاه ... خیرگی های چشم های تو را خوب به یاد دارم ... وقتی تمام این کتاب ها برای چشم های تو جان میدادند ... و قتی شهر خاموش میشد و تو نبودی ... من تمام کتاب ها را به امید نگاه تو دوره میکردم ...
برچسب:
نویسنده: سام اکبری