خرید بک لینک

من خواب دیده ام ... خواب دیده ام که دقیقا اینجا بوده ام... ساحل لحاف دریا را روی خودش کشیده بود، تو بودی... صدای محمدرضا شجریان می آمد... کسی از دور ما را نظاره می کرد...و صدا می خواند که "لاف عشقو گله از یار بسی لاف دروغ است... عشق بازان چنین مستحق هجرانند..." کام از لعل لبت گرفته بودم و در سینه حبس کرده بودم ... تار لطفی سر تره موهای پریشنات را در باد می رقصاند و در گوشت می خواند که " مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار... ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند" می خندیدی که دریا آرام شود.... که خواب آرام شود .... که من حالا یادم بیایید خواب دیده ام،خواب دیده ام که اینجا بوده ام ....

برچسب: نویسنده: سام اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 9:20

صفحه بندی